سر قهوه تیت: آنچه درباره بحث درباره پرداخت در مورد برخورد فرهنگ "بالا" و "کم" بحث می کند

coffee machine

گالری تیت در لندن ، انگلیس. "گالری تیت ، لندن ، بدون تاریخ" توسط ناتان هیوز همیلتون تحت مجوز Creative Commons (CC BY 2.0) مجاز است.


هنگامی که تیته اخیراً برای "سر قهوه تیته" تبلیغ کرد و مبلغ 39.500 پوند به علاوه پاداش مربوط به فروش را تبلیغ کرد ، در توییتر و گروه خبری عصبانیت وجود داشت و در خبرهای مربوط به اینکه چقدر میزان این دستمزد بالا بود.

با توجه به عناوین بر حقوق و دستمزد پیشنهادی ، این پوشش با دستمزد متصدیان گالری مقایسه می شود. گریسون پری توئیت کرد " من تسلیم می شوم ، آنها برنده شده اند " ، و اظهار داشت که این با توجه به منطق فزاینده تجاری ، این آخرین بازاریابی هنرها بود.


در لندن متوسط ​​حقوق سالانه برای متولیان امر در منطقه 37373 پوند است ، هرچند که می تواند به اندازه 17524 پوند پایین باشد - خیلی پایینتر از دستمزد زندگی لندن از 20.963 پوند .


همانطور که آلن لایتون ، دبیر ملی اتحادیه صنفی چشم انداز ، اظهار داشت: "اختلاف برجسته برجسته یک یادآوری آشکار است ، نه این که سر قهوه بیش از حد پرداخت می شود ، بلکه به متخصصان موزون بسیار مجرب نیز خیلی کم پرداخت می شود." در دفاع از خود ، تیت خاطرنشان کرد: مقایسه بهتر با یک سرپرست تیم سرپرستی ، که بسته به اندازه تیم ، بین 40 تا 50 هزار پوند درآمد کسب خواهد کرد.

چه کسی با آن طرف هستیم ، پری یا تیت ، به جزئیات کار و هم بستگی به ارزش کارهای مختلف ما بستگی دارد.

نظریه اقتصادی: بازار یا کار

با نگاهی دقیق به توضیحات شغل ، سر قهوه مسئولیت دو مدیر و تیمهای آنها ، از جمله کارمندان کافه در هر چهار گالری تیت ، و کلیسای داخلی آنها در تیت انگلیس است. این کار شامل مدیریت زنجیره تأمین قهوه آنها و برقراری روابط با تولیدکنندگان در سراسر جهان است تا اطمینان حاصل شود که قهوه تیت نه تنها از کیفیت مورد انتظار مشتریان در گالری هاست ، بلکه طبق اخلاق مطابق با پروژه برابری جنسیتی Tate's ، تهیه شده است. سهم عادلانه تر از درآمد را تشویق می کند و از زنان تولید کننده حمایت می کند.


به طور خلاصه ، بنابراین ، این کار به تخصص در بو دادن ، دم کردن و چشیدن قهوه و همچنین مدیریت مردم و زنجیره تأمین جهانی نیاز دارد. همه در نظر گرفته شده ، فقط 40،000 پوند ممکن است چنین دستمزدی بیش از حد ، فقط با مرز 20 درصد از درآمد در انگلستان .


این سؤال را برای ما به وجود می آورد که چقدر خود کار را ارج می نهیم. در تئوری اقتصادی ، تعیین کننده اصلی ارزش بازار است. جایی که تقاضای تقاضا و تقاضا تقسیم می شود ، قیمت طبیعی یک کالای خوب ، چه یک فنجان قهوه ، یک اثر هنری ، یا یک کارمند است.


با این وجود ، یک تئوری متفاوت برای ارزش وجود دارد که به اقتصاددان اسکاتلندی آدام اسمیت برمی گردد و توسط کارل مارکس رواج یافت: نظریه کار ارزش . این نشان می دهد که ارزش یک کالا در نهایت با تعیین میزان کار در تولید آن مشخص می شود. این نظریه که در مورد دستمزدها کاربرد دارد ، نشان می دهد که مدت زمانی که برای توسعه مجموعه خاصی از مهارت ها و دانش می رود درنهایت ارزش یک کارمند را تعیین می کند.

vending coffee machine

به عنوان مثال ، یک پزشک "هزینه" پنج سال از مدرک پزشکی ، و همچنین "ارزش" انباشته شده توسط معلمان و تجهیزات بیمارستانی را که در مطالعات خود استفاده کرده اند ، و آموزش ضمن خدمت آنها بعد از فارغ التحصیلی. این امر توجیهی نسبتاً زیاد حقوق پزشك را نسبت به سایر فارغ التحصیلان نشان می دهد: در آموزش آنها هزینه و تلاش بیشتری سرمایه گذاری شده است.


این که چه مقدار سر قهوه را از نظر نقشی که انجام می دهند در نظر بگیریم و چه تمرینی که روی آنها سرمایه گذاری شده است ، احتمالاً از نظر یک مدیر سرپرست تیم از ارزش مشابهی برخوردار هستند. نه نیاز به مدرک تخصصی دارند بلکه هر دو نیاز به تجربه ، مهارتهای مدیریتی و دانش تخصصی در زمینه خاصی از زیبایی شناسی دارند.


شاید این پاسخ جالب تری به این سوال بدهد که چرا چنین خشم از بسته جبران خسارت معقول و منطقی که به سر قهوه ارائه شده است ، وجود دارد: برخی از انواع فرهنگ در احترام بالاتر از سایرین برگزار می شود.

ارزش فرهنگی مشابه

همانطور که جامعه شناس پیر پیر بوردیو در دهه 1980 اظهار داشت ، طبقه اجتماعی به اندازه ثروت اقتصادی محصول سلیقه و قضاوت است. از نظر بوردیو ، ترجیحات زیبایی شناختی مکان کلاس را برای افراد نشان می دهد. توانایی قدردانی از شراب خوب فرانسه ، اپرای کلاسیک یا هنر مدرن ، همه جایزه و اعتبار را به شخص اعطا می کند.

طعم و مزه های زیبایی شناسی در یک دوره زمانی طولانی آموخته می شود و به عادت هایی تبدیل می شود که به بدن ما آموزش داده می شود و "سرمایه فرهنگی" را به فرد اعطا می کند. این سرمایه فرهنگی (آنچه دوست داریم) ، در کنار سرمایه اقتصادی (آنچه را که خودمان داریم) و سرمایه اجتماعی (که ما می دانیم) وضعیت اقتصادی اقتصادی ما را تعیین می کند .


به طور سنتی ، سرمایه فرهنگی با انواع فرهنگ "بالا" همراه با طبقات بالا مرتبط بود. همانطور که اخیراً ریچارد اقیجو ، نظریه پرداز فرهنگی اظهار داشت ، این در حال تغییر است.

coffee machine

برای نسل های جوان ، طعم خوب فقط به فرهنگ "بالا" مانند اپرا ، شراب فرانسه و هنر گالری محدود نمی شود. سلیقه های آنها گسترده تر و گشوده تر است ، و برخی باعث می شود آنها را "همه فرهنگی" بنامیم . برای همه جاوایان ، تمایز بین فرهنگ بالا و پایین از تمایزها در یک دسته خاص اهمیت کمتری دارد. این تئوری نشان می دهد که به همان میزان سرمایه فرهنگی می تواند در تقدیر از موسیقی رپ ، یک آبجو هنر و صنعت یا یک برگر صنعتگر نشان داده شود ، همانطور که با موسیقی کلاسیک ، شراب خوب ، و یا غذاهای بی نظیر است. این تمایزها پیامدهای اقتصادی نیز دارد.


یک بشقاب آبجو با صنایع دستی می تواند بیش از 20 پوند هزینه کند و گرانترین قهوه با قیمت بیش از 80 دلار (61 پوند) در یک فنجان خرده فروشی می شود . توانایی درک و ایجاد این تمایزها در فرهنگ "کم" به همان اندازه اهمیت دارد که در فرهنگ "بالا" وجود دارد.


مانند یک متصدی ، رئیس جدید قهوه تیت به عنوان یک واسطه گر فرهنگی - کسی که ارزش یک کالای فرهنگی را شکل می دهد و توضیح می دهد - ارزش دارد ، اگر نه بیشتر ، بیشتر از مهارت های خنک کننده قهوه آنها است. اینکه این به نظر هنرمندان و متولیان امر بسیار تهدیدآمیز است ، می گوید در مورد تغییر قدرت فرهنگی همانقدر که درمورد دستمزد نسبی انجام می شود ، می گوید. گفتگو


ارسال درخواست

شما نیز ممکن است دوست داشته باشید